جوک و داستان و متن های زیبا
سلام هموطن,! اینجا اذربایجان است, سر ایران.. یک عمر جک گفتی سکوت کردم,..... گفتی حرفی نزدم.. بیگانه حمله کرد بابک را دادم,جنگ شد باکری ها را دادم.. دایی و ساعی شادی را به خانه هایتان اوردند ...ولی باز گفتی و گفتی گفتی.. هموطن! اینبار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری! خانه ام ویران شده,پدر و مادر و خواهرو برادرم زیر اوارند.. کمکم کن...کمکم کن.. - *سحربانو*
نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت
10:22 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |